دانلود آهنگ علیرضا آذر بی نامی - دانلود آهنگ جدید

رادیو سانگ
دانلود آهنگ جدید
| یکشنبه 30 مهر 1396 20:48
رادیو سانگ | دانلود آهنگ جدید در ستاد ساماندهی ثبت شده و تمامی فعالیت ها مطابق با قوانین جمهوری اسلامی است.
دانلود آهنگ امین رستمی به نام شمال
پخش آنلاین
2,340 بار
کانال تلگرام سایت رادیو سانگ (کلیک کنید)
شما اینجا هستید : صفحه اصلی » دانلود آهنگ جدید » آهنگ ایرانی » دانلود آهنگ علیرضا آذر بی نامی

دانلود آهنگ جدید علیرضا آذر به نام بی نامی + پخش آنلاین

Download New Music By Alireza Azar Called Bi Nami

متن آهنگ جدید علیرضا آذر بی نامی

کنار خودم مینشینم کنارم شلوغ است وز سفره ی زندگی هرچه خوردم دروغ است

خودم با خودم پشت میزم غریبه ام مریضم اجازه دهید آخرین چای خود را بریزم

خودم با خودم گوشه ای از غمم مینویسم هنوز عشق شعرم برای نوشتن حریصم

دلم آشیانه ابابیل وهم و خیال است قسر رفتن از سنگ باران شعرم محال است

در اندیشه ام دیو مضمون سبک سر نشسته و بر دفترم عقده ای غول پیکر نشسته

زنی که جنونش جنینی به دنیا نیاورد عروسم دو خط شعر وا مانده بالا نیاورد

زمین گیرمو دیدن و لمس پایان بعید است کسی رشته های رسیدن به ما جویدست

چه غم که شعورم رسیده به جولان جاده جهان رخصت ماندگاری به شاعر نداده

کرختم شبیه کسی که نخوابیده شب رو و تسخر زده از لجاجت ادیب و ادب را

کج و معوجم مثل یک گریه ی پشت لبخند کرختم شبیه لباسی که افتاده از بند

بگویید همسنگ من در ترازو چه دارید مرا رو به روی کدام آرزو میگذارید

که من ختم دردم مرا خط پایان ببینید تگرگم مرا از پس شیشه هاتان ببینید

من از تیره ی خون و فامیل مرگم بفهمید خطر نوشتان قصه ام را اگر کم بفهمید

خداوند طوفان و هو هوی سر زمانم تمام جهان دود بد مزه ای در دهانم

چه مردان که با زخم دل به توتون سپردن چه زن ها که دل را به محرابی از خون سپردن

دانلود آهنگ بی نامی از علیرضا آذر با لینک مستقیم

نهالم که سیگاری از برگ خود در دهانم قسم خورده ام بر سر نعش شعرم بمانم

من از دوره ای آمده ام که جهان مثنوی بود فقیره در خانه در مکتب مولوی بود

و شمس شریف عزت مقصدش شهرمان بود و هر کودکی در صف اب و نان قهرمان بود

من از دوره های آمده ام که اگر میشکستند به قدر نیاز از درختان تر میشکستند

من از دوره ای آمده ام که خزانش خزان بود و باران بی پرده با پنجره مهربان بود

زنان دامن چینی و خال هندی نبودند پسر ها دو خط نامه را مثنوی میسرودند

من از دوره ای آمده ام که افق نردبان داشت و عشق ارتفاعی به اندازه ی آسمان داشت

کلاف جهان اینچنین درهم و گم نمیشد و هرگز پدر خاک یک ساقه گندم نمیشد

سر سفره های ادب نان نبود و خدا بود شرافت برامان حسابی حسابش جدا بود

خدامان خودی بود و با چشممان دیده بودیم و صد مرتبه سیب همسایه را چیده بودیم

و مادر که حل شد میان شب و آتش و آه و مادر خلاصه شد آخر به گهواره ی خواب

و مادر که هر شب تماشا به لولای در بست مگر در جهان از دل مادر آیینه تر هست

به فحشش کشیدند و شاعر زبان در دهان بست مگر در جهان از دل مادر آیینه تر هست

الهی به این خانه های کنار زمستان به این عقده های پر از باد و بوران و طوفان

به این چشمه های غضب کرده در مکتب شرک به دنیای خالی تنگ آمده در شب شعر

 

0
تبلیغات
پخش آنلاین موزیک
    http://radiosong.ir/?p=10122
    لینک کوتاه:

مطالب مرتبط

ارسال نظرات

کد امنیتی *

© کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رادیو سانگ " میباشد و هرگونه کپی برداری ممنوع می باشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراح قالب : تمپ کده